خوشم میاد خاطی یه تیک فک میزد ما میخندیدیم خسته هم نمیشد به هیچ وجه
مستی اخرای کار میگف اگه غول چراغ جادو میگف سه تا ارزو کن میگفتم
خاطره خفه شه خاطره خفه شه خاطره خفه شه
خاطره:خب آرزوتون قابل براورده شدن نیست
از این نیمکت سه نفره ها هس تو پارک
حالا ما 5 تایی نشسته بودیم رو این با چه وضی
برچسب:
نویسنده: اشکان حسینیان
تاريخ: دوشنبه
19 تير
1396 ساعت: 3:24